سيد علاء الدين محمد گلستانه

49

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

بدن و همچنانچه بدن بى سر ، باطل است ، ايمانِ بى صبر ، نابود و عاطل است . « 1 » و در حديث طويلى ، از آنْ حضرت روايت نموده كه : كسى كه صبر كند بر ظلم و جور دشمنان و طلب اجر از خداى تعالى كند ، بيرون نمىرود از دنيا تا آن كه خداى تعالى ، انتقام او از دشمنان بكِشد و او را خوش‌حال سازد ، و در آخرت به او عطا مىفرمايد اجر و ثوابى [ را ] كه از براى او مهيّا فرموده . « 2 » و از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه فرمود : بهشت را فرو گرفته و احاطه كرده است الَم‌ها و آزارها و صبر . پس كسى كه صبر مىكند بر مكاره و آزارهاى دنيا ، بهشت ، او را روزى مىشود . و جهنّم را فرو گرفته است لذّت‌ها و خواهش‌ها . پس كسى كه پيروى نفس مىكند و از سرِ لذّت‌هاى دنيا نمىگذرد ، به جهنّم مىرود . و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه : چون بندهء مؤمن داخل قبر مىشود ، نماز در طرف راست او مىايستد و زكات در طرف چپ ، و احسان [ و ] نيكويىاى كه در دنيا به مردم كرده باشد ، سايه بر سرِ او مىاندازد و صبر ، در گوشه‌اى مىايستد . پس چون دو فرشته كه از جانب الهى به جهت سؤال قبر مقرّرند ، حاضر مىشوند ، صبر ، به نماز و زكات و احسان مىگويد كه : نگذاريد كه به اين مؤمن ، ضررى و آزارى برسد و اگر شما از عهدهء جواب فرشته‌ها بيرون نياييد ، من از عهده بيرون مىآيم . « 3 » و از حضرت امير المؤمنين عليه السلام روايت كرده كه فرمود : صبر ، دو قِسم مىباشد : يكى ، صبر در وقت رسيدن مصيبت‌ها كه بنده ، بىتابى و كفران نعمت الهى را نكند و اين نوع ، بسيار خوب است ؛ و بهتر از اين نوع ، صبرى است كه آدمى در وقت خواهش چيزهاى حرام بكند و متابعتِ نفس و شيطان نكند . و ذكر الهى ، دو قِسم است : يكى آن كه ياد الهى كند به دل يا زبان در وقت مصيبت ؛ و بهتر از اين قِسم ، آن است كه ياد الهى كند در وقتى كه « 4 » مىخواهد مرتكب فعلِ حرامى شود ، ياد خدا ، مانع او شود از كردن آن فعل حرام . « 5 » و از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده ، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده كه : زود باشد كه زمانى بيايد كه سلطنت و پادشاهى ميسّر نشود ، مگر به كُشتن مردم و ظلم و ستم و تكبّر ؛ و توانگرى ميسّر

--> ( 1 ) . همان ، ص 87 ، ح 2 . ( 2 ) . همان ، ص 88 - 89 ، ح 3 . ( 3 ) . همان ، ص 90 ، ح 8 . ( 4 ) . ب و ج : - « مىخواهد » . ( 5 ) . همان ، ص 90 ، ح 11 .